{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم یخ میزندگاهی، دراین سرمای تنهایی..

دلم یخ میزندگاهی، دراین سرمای تنهایی..

شبم قندیل میبندد از این یخهای تنهایی..

قلم آهسته می راند بر این خط بلند، اما..

گمانم یاد می گیرد ز من انشای تنهایی...!!!
دیدگاه ها (۵)

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

یا #مهدی عزیز !شما چراغ دل‌ های ما هستید. هرگاه احساس تنهایی...

«خانه، بی‌تو چقدر سرد و ساکت است…»بابا.جون.مهربونم😔می‌دانی؟...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

پارت ۱۴: گرمایِ میانِ سرمایِ دارواولین جلسه‌یِ شیمی‌درمانی ب...

زیبای کوچک فریبکار

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط