{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب نمی‌خواهد که بیاید،

شب نمی‌خواهد که بیاید،
تا تو نیایی
و من نیز نتوانم که بیایم.

من اما خواهم آمد،
با توده آتشینی از کژدم‌ها بر شقیقه‌ام.

تو اما خواهی آمد،
با زبانی سوزان از باران نمک.

روز نمی‌خواهد که بیاید،
تا تو نیایی
و من نیز نتوانم که بیایم.

من اما خواهم آمد
و میخک‌های جویده را برای غوک‌ها خواهم آورد.

تو اما خواهی آمد
از مجراهای تاریک زمین.

نه روز و نه شب می‌خواهند که بیایند،
تا بسوزم من از اشتیاق تو
و بسوزی تو از اشتیاق من.
دیدگاه ها (۱)

شب خوش خورشید ..سهمی منی از همه این دنیا .

سلام.

بگذار مارزیر بوته در انتظار بماندو بنویسآرام، سخت، در ضرباتب...

ای سفر کرده که صد قافله دل همره توستهر کجا هست خدایا بسلامت ...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت۱۵‌تابستان با گرمای ط...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۳ قسمت ۱۳ آنیا و دامیان به...

شب نمی‌خواهد که بیاید،تا تو نیاییو من نیز نتوانم که بیایم.من...

غزلِ از عشق ناامید | فدریکو گارسیا لورکا.شب نمی‌خواهد که بیا...

دلم شور می زد مبادا نیاییمگر شب سحر می شود تا نیاییمگر می شو...

ای صنم با تو بگویم ز غم دل,چه کنمروز و شب منتظرت من بنشستم,چ...

ای صنم با تو بگویم ز غم دل,چه کنم روز و شب منتظرت من بنشستم...

او دلیل یکی از مهمترین ماله کشی های تاریخ ماست!!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط