سناریو

وقتی که شب دیر از سر کار میان میبینن که مثل یه پیشیه کیوت خوابیدی 🥺🐱



نامجون : اوه کیوت خوردنی ببخشید که دیر اومدم


جین : داشت از طبقه پایین رپ میکرد که چرا تنها غذا خورده و وقتی که وارد اتاق میشه و با قیافه ی ات مواجه میشه میگه قند زندگیم منو ببخش امروز خیلی کار داشتم دیر اومدم شامم نوش جونت


یونگی : اوه میبینم که امشب پیشی خانم بدونه بغله من خوابش برده


کوک : اوه ات توکه از یه بانی کوچولو رفتی رو به پیشی کوچولو


ته ته : همونجوری میخوابه رو تخت وا تا چندین ساعت به قیافه کیوته ات خیره میشه


جیهوپ : از شدت کیوتیت جیغ بنفش میکشه و تو بیدار میشی
ات. جیهوپ چیشده بمب ترکیده
جیهوپ. اره بمب ترکیده بمب کیوتی رو سر تو ترکیده


جیمین : اوه پیشی خانم بیا بغل خودم بخواب کیوتچه





ببخشید اگه بد شد اولین سناریوم بود 😁🥰
دیدگاه ها (۴)

زندگی رویایی 🧝‍♀️✨

End_ak

عکس های فیک زندگی رویایی🧝‍♀️✨

زندگی رویایی🧝‍♀️ ✨

فصل دوم ( چرا من؟) پارت اول🗿🎀ویو ات: بعد از اون موقع که سر م...

#تناسخ_یک_مافیاPart:11 ات: وایییی خیلی نگرانم یعنی ر.ا کجا ر...

پرنسس کوچولو داستان با خیانت شروع میشهویو ات سلام من لی ات ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط