داستان من
داستان من
هیچ برنده ای ندارد
ما هر دو ماتیم
مات هم
من مات تو شدم
وتو مات من
شبحی بودی
در دنیای تاریک من
برخاستی...
شعله کشیدی...
سوختم
سوختی
خاکستر شدیم...
در شطرنج دلم
مهره ها سوختند
می خواهم گریه کنم
اما اشکی نمانده
می خواهم سر به دیوار بکوبم
اما دیگر سری بر جا نمانده
می خواهم بخندم
نرم نرم نرم
زندگی خنده ای بیش نیست
هیچ برنده ای ندارد
ما هر دو ماتیم
مات هم
من مات تو شدم
وتو مات من
شبحی بودی
در دنیای تاریک من
برخاستی...
شعله کشیدی...
سوختم
سوختی
خاکستر شدیم...
در شطرنج دلم
مهره ها سوختند
می خواهم گریه کنم
اما اشکی نمانده
می خواهم سر به دیوار بکوبم
اما دیگر سری بر جا نمانده
می خواهم بخندم
نرم نرم نرم
زندگی خنده ای بیش نیست
- ۶۶۹
- ۰۶ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط