{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسرم سوار کولم شده بود

پسرم سوار کولم شده بود
اذیت می کرد
مادرش سرش داد زد گفت
از خر شیطان بیا پایین پدر سگ
بیچاره کمر درد دارد.
من به این نوع علاقه عادت دارم
به بوسه های بد دهن
به زنی که زبانش تند ولی
دوستت دارمش بی همتاست.
از علاقه هیس
حرفی نمی زند و
از عشق های آن طوری
خبری نیست که نیست.
او فقط گاهی کمی مودب
ماه درون حوض چشم هایش را
رو به صورتم
برق می اندازد.
نه لباس شب می پوشد
و نه عطر می داند چیست
تهِ تهِ شب که می رسد
جا می اندازد و
جای حرف های عاشقانه از قسط
می گوید
از وام های جور نشده.
در آغوش همیم و می بوسیم ولی
درباره کرایه خانه دعوا دارد.
تا کمی از عشق می گویم،
بی صدا می خندد.
لب می گزد و واویلا
بچه بیدار شد حیوان
کمی آرام تر

#رسول_ادهمی
دیدگاه ها (۱)

با یک خط دیگر یک تلگرام نصب کردم تا بتوانم عکس های پروفایلش ...

مادر بزرگم داشت می گفت :قدیما آدما حیا داشتن ...مثل الان نبو...

خط در خانواده ی ما ارثی بود.نیاکانمان دور خلاف را خط کشیده ب...

سربازان در جنگ خواهند مُردپیرمردان در بسترهایشان,و من در چشم...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

خدمتکارمنپارت30+ببین چویا فقط پنج ساله خب تموم میشه_این پنج ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط