HATE TO LOVE
___________________
☆HATE TO LOVE★
___________________
★PART:۱۱☆
__________________________________________________________________
"اولین برخورد ناخواسته:دام تونلی"
باران بیامان به زمین میخورد و صدای غرش رعد، گاهی سکوت تونلهای زیرزمینی سئول را میشکست. کارینا و تیم کوچک و زبدهاش، با احتیاط تمام، در حال پیشروی در یکی از تونلهای قدیمی بودند. هدف: نفوذ به انبار کنار رودخانه هان و یافتن مدارک علیه گروه سوم. نور چراغهای قوهشان، بر دیوارهای نمناک و خزه بسته میتابید و سایههای وهمآلودی را ترسیم میکرد.
"چیزی نیست، رئیس. فقط صدای بارونه." لی، که در انتهای ستون حرکت میکرد، با بیسیم گزارش داد.
ناگهان، صدای مهیبی از انتهای تونل، نزدیک به انبار، شنیده شد. صدای انفجار. زمین زیر پایشان لرزید و گرد و خاک و تکههای بتن شروع به ریختن کردند.
"چی بود؟!" کارینا فریاد زد و فوراً دستور داد: "همه پناه بگیرین!"
آنها پشت ستونهای فلزی که از استحکام تونل محافظت میکردند، پناه گرفتند. گرد و خاک غلیظ، دید را تقریبا غیرممکن کرده بود. صدای تیراندازی از بیرون انبار به گوش میرسید.
در همان لحظه، از مسیری دیگر در همان تونلها، جونگکوک و تیمش نیز در حال بررسی گزینههای احتمالی بودند. آنها نیز از صدای انفجار غافلگیر شدند.
"چی شده؟!" جونگکوک با صدایی بم پرسید.
"انفجار، رئیس! از سمت انبار اصلی!" یکی از افرادش با وحشت گزارش داد.
آنها نیز به سمت نزدیکترین ستون فلزی پناه بردند. در میان گرد و خاک و آشوب، ناگهان، در میان نور لرزان چراغها، چهرهای آشنا پدیدار شد. کارینا. و روبروی او، جونگکوک.
اولین نگاهشان، نه از روی خشم و نفرت معمول، بلکه از روی حیرت و ناباوری بود. هر دو در یک دام مشترک گرفتار شده بودند. یک انفجار، آنها را نه در میدان نبرد، بلکه در دل تاریکی یک تونل، رو در روی هم قرار داده بود. گروه سوم، نه تنها عملیات آنها را مختل کرده بود، بلکه آنها را در یک موقعیت غیرمنتظره و خطرناک، مجبور به رویارویی کرده بود.
"ادامه دارد..."
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
☆HATE TO LOVE★
___________________
★PART:۱۱☆
__________________________________________________________________
"اولین برخورد ناخواسته:دام تونلی"
باران بیامان به زمین میخورد و صدای غرش رعد، گاهی سکوت تونلهای زیرزمینی سئول را میشکست. کارینا و تیم کوچک و زبدهاش، با احتیاط تمام، در حال پیشروی در یکی از تونلهای قدیمی بودند. هدف: نفوذ به انبار کنار رودخانه هان و یافتن مدارک علیه گروه سوم. نور چراغهای قوهشان، بر دیوارهای نمناک و خزه بسته میتابید و سایههای وهمآلودی را ترسیم میکرد.
"چیزی نیست، رئیس. فقط صدای بارونه." لی، که در انتهای ستون حرکت میکرد، با بیسیم گزارش داد.
ناگهان، صدای مهیبی از انتهای تونل، نزدیک به انبار، شنیده شد. صدای انفجار. زمین زیر پایشان لرزید و گرد و خاک و تکههای بتن شروع به ریختن کردند.
"چی بود؟!" کارینا فریاد زد و فوراً دستور داد: "همه پناه بگیرین!"
آنها پشت ستونهای فلزی که از استحکام تونل محافظت میکردند، پناه گرفتند. گرد و خاک غلیظ، دید را تقریبا غیرممکن کرده بود. صدای تیراندازی از بیرون انبار به گوش میرسید.
در همان لحظه، از مسیری دیگر در همان تونلها، جونگکوک و تیمش نیز در حال بررسی گزینههای احتمالی بودند. آنها نیز از صدای انفجار غافلگیر شدند.
"چی شده؟!" جونگکوک با صدایی بم پرسید.
"انفجار، رئیس! از سمت انبار اصلی!" یکی از افرادش با وحشت گزارش داد.
آنها نیز به سمت نزدیکترین ستون فلزی پناه بردند. در میان گرد و خاک و آشوب، ناگهان، در میان نور لرزان چراغها، چهرهای آشنا پدیدار شد. کارینا. و روبروی او، جونگکوک.
اولین نگاهشان، نه از روی خشم و نفرت معمول، بلکه از روی حیرت و ناباوری بود. هر دو در یک دام مشترک گرفتار شده بودند. یک انفجار، آنها را نه در میدان نبرد، بلکه در دل تاریکی یک تونل، رو در روی هم قرار داده بود. گروه سوم، نه تنها عملیات آنها را مختل کرده بود، بلکه آنها را در یک موقعیت غیرمنتظره و خطرناک، مجبور به رویارویی کرده بود.
"ادامه دارد..."
__________________________________________________________________
#فیک #فیکشن #جونگکوک #تهیونگ
#بی_تی_اس #فیک_جونگکوک #چندپارتی
#فیکشن_بی_تی_اس #فیکشن_جونگکوک
#وانشات #چندشاتی #دوپارتی
#تکپارتی #جیمین #بی_تی_اس
#دوشاتی #کیپاپ
#KEEP_SWIMMING
__________________________________________________________________
- ۴.۷k
- ۲۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط