{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خندم ...

می خندم ...
تا یادم بماند..
تظاهر بهترین کار است...!
تا یادم نرود...
که دیگران مرا خندان می خواهند
تا یادم بماند من دیگر آن آدم سابق نیستم..
شکسته ام...
روزهای زیادی است که شکسته ام...
آن زمان که لب به شکوه باز کردم و گفتم خسته ام..
و آنها یک به یک رفتند..
خستگی هایم را تاب نیاوردند..
و اکنون این منم..!
همان آدم دلتنگی که دلش مدام شور می زند..
بگذار ننویسم..
من؛
لبخند می زنم...
دیدگاه ها (۱)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش دوم_میدوم و می‌گردم.کجایی سوروس؟!دستی روی ...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ودوم: ماه و زخم‌ها---او رفت. در را کو...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①①_بخش دوم_کی اشک هایم جاری شد؟ن...

p9جنا هنوز میان وسایل قدیمی ماریا نشسته بود و به عکس‌های داخ...

𓆩𐙚..دوپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پروانه جان

《검은 마음》پارت دهم | روزهای معمولی... یا شاید نهصبح سه‌شنبه...ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط