اینک تنها تر از تنها منم.
اینک تنها تر از تنها منم.
نمیدانم از فراق تو بنالم یا از تنهایی خودم
نمیدانم تو را بخوانم که برگردی یا خودم را دعاکنم که بیایم..
از این بسوزم که نیستی یا از آن بنالم که چرا هستم..
دلم تنگ است نمیدانم ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی
پریشان حالمو بی تاب میگریم
و قلبم بی امان محتاج مهر توست
نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بیقرارم
من به دنبال تو همچون کودکی هستم
هیچ میگویی عزیزی داشتی حالش چه شد؟
خسته ای بود نیمه جانی داشت
احوالش چه شد؟
نمیدانم از فراق تو بنالم یا از تنهایی خودم
نمیدانم تو را بخوانم که برگردی یا خودم را دعاکنم که بیایم..
از این بسوزم که نیستی یا از آن بنالم که چرا هستم..
دلم تنگ است نمیدانم ز تنهایی پناه آرم کدامین سوی
پریشان حالمو بی تاب میگریم
و قلبم بی امان محتاج مهر توست
نمی دانی چه غمگین رهسپار لحظه های بیقرارم
من به دنبال تو همچون کودکی هستم
هیچ میگویی عزیزی داشتی حالش چه شد؟
خسته ای بود نیمه جانی داشت
احوالش چه شد؟
- ۸۳۲
- ۱۷ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط