دلم تنگ است
دلم تنگ است
نمي دانم ز تنهايي
پناه آرم كدامين سوي
پريشان حالم و بي تاب مي گريم
وقلبم بي امان محتاج مهر توست
نمي داني چه غمگين
رهسپار لحظه هاي بيقرارم من
به دنبال تو همچون كودكي هستم
و معصومانه مي جويم
پناه شانه هايت را
كه شايد اندكي
أرام گيرد دل
دلم تنگ است و تنهايي
به لب مي أورد جانم
به دنبال تو مي گردم
به سويت پيش مي أيم
چه شيرين است
پر از احساس يك خوشبختي نابم
پر از اميد سبز خوب ديدارم
و مي خواهم كه نامت
را به لوح سينه بنگارم
ونجوايي كنم در دل
و گويم تا ابد
من دوستت دارم
نمي دانم ز تنهايي
پناه آرم كدامين سوي
پريشان حالم و بي تاب مي گريم
وقلبم بي امان محتاج مهر توست
نمي داني چه غمگين
رهسپار لحظه هاي بيقرارم من
به دنبال تو همچون كودكي هستم
و معصومانه مي جويم
پناه شانه هايت را
كه شايد اندكي
أرام گيرد دل
دلم تنگ است و تنهايي
به لب مي أورد جانم
به دنبال تو مي گردم
به سويت پيش مي أيم
چه شيرين است
پر از احساس يك خوشبختي نابم
پر از اميد سبز خوب ديدارم
و مي خواهم كه نامت
را به لوح سينه بنگارم
ونجوايي كنم در دل
و گويم تا ابد
من دوستت دارم
- ۱.۳k
- ۱۶ اسفند ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط