{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ʚFOR YOUɞ

ʚFOR YOUɞ
ʚPART_²⁸ɞ
ات: کسی این بیرون هستتت... درو باز کنید.... آهای با شماممم.... کمککک
که هیونجین اومد تو
هیونجین:اینقدر سر و صدا نکن هیچمس هینطور که تو این چند روزه نیومده دنبالت الانم نمیاد پس دهنت و ببند فهمیدی(فهمیدی رو با داد میگه)
ات: چرت نگو فهمیدی جیمین نجاتم میدههه فهمیدی جیغغغ(داد)
هیونجین: خفه
جیمین ویو
دنبال ات گشته بودم و پیداش کرده بودم اما بابا و کوک میگفتن الان وقتش نیست تصمیم گرفتم امشب بریزیم تو خونه هیونجین
جیمین: امشب میرسم فهمیدید
بادیگاردا: بله قربان
ویو شب
جیمین ویو
شب شده بود وقته رفتن بود به طرف خونه هیونجین حرکت کردیم
چند مین بعد رسیدیم ویاده شدیم بادیگارد ها اطراف و پر کرده بودن و چندتا با من اومدن ریلکس رفتم تو خونه هیونجین
جیمین: هی عوضی بیا بیرونننن
جیمین: با تو همممم
هیونجین: اوه سلام بر جیمین خان
جیمین: رنمو بده با آرامش میگم
هیونجین: نمیدمش اول باید بکشمش
جیمین: دیره
به بادیگارد پشت علامت دادم بگن بگیرنش
جیمین: فعلا چند دقیقه اینجا مهمون باش
تا برم عشقمو بیارم
هیونجین: ولم کنیددد
رفتم بالا اتاقا رو گشتم تا ات و پیدا کردم
جیمین: اتتت
چون در باز بود رفتم تو
ات: جیمین
جیمین: ات
ات ویو
تو فکر جیمین بودم نمی دونستم الان داره چیکار میکنه(اومده دنبالت)
جیمین: اتتت
ات: جیمین
سری رفتم بغلش کردم
دیدگاه ها (۰)

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸✦ویو موقع رسیدن پلیسpov: ات رو شونه مبینا داره گریه می...

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

.......//برده ی زیبا//........

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

وقتی اون تو رو به سرپرستی میگیره و ...p20 $ حالا پاشو برو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط