کجایِ قصه نگفته ام دوستت دارم...؟
کجایِ قصه نگفته ام دوستت دارم...؟
بگذار فکر کنم ...
هیچ کجا انگار ...!
تا یادم می آید ...
بهانه هایم هم پر بود از فریاد ....
.......فریادِ اینکه
عشقم ....! من دیوانه ی توأم .....
اما ببخش مرا....!
انگار همچون کودکی نوزاد بوده ام؛
که هرچه تقلا می کند....
کسی نمی فهمد که شیر نمی خواهد...
که گرمایِ تنِ مادرش را میخواهد...
اما....
حالا می نویسم ....
بارها بخوان .....
.......................بلند بخوان
عشق من ....
میخواااااهمت .....
بگذار فکر کنم ...
هیچ کجا انگار ...!
تا یادم می آید ...
بهانه هایم هم پر بود از فریاد ....
.......فریادِ اینکه
عشقم ....! من دیوانه ی توأم .....
اما ببخش مرا....!
انگار همچون کودکی نوزاد بوده ام؛
که هرچه تقلا می کند....
کسی نمی فهمد که شیر نمی خواهد...
که گرمایِ تنِ مادرش را میخواهد...
اما....
حالا می نویسم ....
بارها بخوان .....
.......................بلند بخوان
عشق من ....
میخواااااهمت .....
- ۸۳۱
- ۲۴ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط