{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدم با غزلی ساده ولی تکراری

آمدم با غزلی ساده ولی تکراری
لطف داری تو اگر دل به دلم بسپاری

آمدم تا که بگویم چقدر... خشکیدم!
آسمانا! تو بر این خاک دلم می باری؟!

من همه درد خودم را به تو گفتم جانا!
اینکه درمان بکنی یا نکنی؛...مختاری!
دیدگاه ها (۳)

ای صبا با تو چه گفتندکه خاموش شدی ،چه شرابی به تو دادندکه مد...

یه روز خوب در جنگل

به من نگو "گلم" !من از سرنوشت گلبرگهای لای دفترت می ترسم...

گفتمش سر بسته، کاری کن بسوزانی لبمرفت و یک لیوان برایم چایی ...

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

#خورشیدوماه🌙☀️part=15«مکالمه تلفنی جانا و ایرانا» جانا: الو ...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

ادامه پارت ۱۲

قمار یا زندگی پارت۴۲

رمان تو خود منی

گل خونی پارت  38- چرا من  من بگم تو چرا قبول کردیتهیونگ و شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط