{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنج

پارت پنج


با چیزی که دیدم افتادم زمین اون جیکوپ بود
جیکوپ: لینا اومدم ببرمت
ولی من قبول نکردم که محکم زد تو گوشم و من چون فوبیا داشتم هروقت کسی می خواستم سرم رو لمس کنه فکر
می کردم میخواد بزنه تو گوشم چون قبلاً
جیکوپ خیلی منو میزد الانم زد رفتم یه گوشه نشستم داد میزدم که جیمین اومد جیکوپ رو انداخت بیرون و بعد بغلم کرد آروم شدم بعد رفتیم نشستیم روی صندلی و من همه چیز رو براش توضیح دادم
جیمین: من قول میدم دیگه کسی بهت ضربه نزنه فردا هم میریم فروشگاه برات وسایل مورد نیازی که میخوای برات میخرم الانم من میرم پیش دوست دخترم
لینا: میشه خودم تنها با بادیگارد ها برم که قبول کرد منم رفتم اول کافه یه چیزی بخورم

ذهن جیمین: اگر هر دختر دیگه ای بود ناراحت میشد ولی لینا ناراحت نشد
رفتم پیش دوستام بهشون سلام دادم
یونگی: جیمین من از لینا خوشم میاد
جیمین: خب که چی
یونگی: الان لینا کجاست
جیمین: فروشگاه هست برات آدرسش رو میفرستم برو ببینش
یونگی سوار ماشین شد رفت فروشگاه
یونگی: پس کجایی که دیدم..........
دیدگاه ها (۳)

پارت شش که دیدم لینا توی فروشگاه هست داره لباس انتخاب می کنه...

https://wisgoon.com/kikiki.mکیوتا فالوش کنید پیجش عالی هست❤️...

پارت پنجبا چیزی که دیدم افتادم زمین اون جیکوپ بودجیکوپ: اومد...

پارت چهار با چیزی که دیدم مردم از ترس یه پسر خوشتیپ با دست و...

پارت یک باران شرشر از آسمان می‌آمد ولی من فقط منتظر یه نفر ب...

پارت دوکه یکدفعه دیدم دستمو گرفت کشید طرف خودش جیکوپ: خوب شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط