سهراب گفتی: چشمها را بايد شست....
سهراب گفتی: چشمها را بايد شست....
شستم....
گفتی: جور ديگر بايد ديد....
ديدم....
گفتی: زير باران بايد رفت....
رفتم ولی....
او نه چشمهاي خيس و شسته ام را....
نه نگاه ديگرم را....
هيچ كدام را نديد....!!!
فقط در زير باران با طعنه ای خنديد و گفت: "ديوانه باران نديده است....!!
شستم....
گفتی: جور ديگر بايد ديد....
ديدم....
گفتی: زير باران بايد رفت....
رفتم ولی....
او نه چشمهاي خيس و شسته ام را....
نه نگاه ديگرم را....
هيچ كدام را نديد....!!!
فقط در زير باران با طعنه ای خنديد و گفت: "ديوانه باران نديده است....!!
- ۲۶۵
- ۰۵ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط