{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سکوت کمر فکرم را شکست… خسته ام… از تظاهر به خندیدن،به بود

سکوت کمر فکرم را شکست… خسته ام… از تظاهر به خندیدن،به بودن،به صبر،به ایستادگی… کاش میشد به عزراییل رشوه داد… اینجا !!! در این سرزمین خاکی پر است از ادم هایی که مرا نمی فهمند و فقط ترجمه ام می کنند… آن هم به زبان خودشان… خسته ام...
دیدگاه ها (۴)

بٰاشِـــــــہ تُو بُردی وُ اینٰٰا بَرات اِفتِخٰــــــــــٰار...

چشای من پُر خواهش ِ نگاه تــــو یه نوازش ِبرای این دلِ دیوون...

Cm plz

عاشقانه های شبنم

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

،،خیـلی‌سعـی‌کـردن‌تـو‌ایـن۳۸ سـال‌منـوتـربیـت‌کنـن‌کـه‌نخـن...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

پارسا که تا چند لحظه پیش تلاش می‌کرد با تکیه دادن به دیوار، ...

#oneshatبا نگاهی سرد و کمی اخم آلود از دفتر کنفرانس بیرون آم...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹¹ات ✨ خب...حسی که ازت میگیرمو و ...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁵سه روز گذشته بود. سه روز از زمانی ...

رمان تهکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط