{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مشکلات خانوادگی پارت

"مشکلات خانوادگی" پارت ⁵
[ملیندا عصبانی میشه و دیگه نمیتونه تحمل کنه که یهو یه سیلی محکم میزنه تو صورت دامیان]
دامیان: !!!....
امیل و ایون: دامیان ساما!!!
دامیان: ما....ماما-
ملیندا: خفه شو!! دیگه هم هیچی راجع به پدرت باهام حرف نزن!!
دامیان: .....ب...باشه...
جیوز: خ..خانم دزموند فکر کنم یکم زیاده روی-
ملیندا: حرف اضافه نزن جیوز! باید بریم!
جیوز: چ..چشم خانم...

[یور و لوید و آنیا هم داشتن نگاه میکردن]

یور: *ای وای! چرا ملیندا سان پسر خودشو زد؟! مگه دامیان بنده خدا چی گفت؟؟!*
لوید: (این یعنی چی؟! من تا الان فکر میکردم رابطه ی دامیان با خانوادش خوب باشه!! یعنی اشتباه میکردم؟ یعنی نقشه ی B که دوستی آنیا و دامیان بود بدرد نخوره؟! حالا اون مهم نیست به هرحال آنیا الان یه دانش‌آموز امپراطوریه و میتونم راحت وارد جلسه بشم و با دونوان دزموند حرف بزنم)
آنیا: *یعنی مامان بابای پسر دوم دوستش ندارن؟..*
[دامیان با نگاه تعجب‌وار به ملیندا خیره میشه که داره میره. درحالی که دستش روی جای سیلی مامانشه با زانو میوفته روی زمین و اشک از چشماش میاد بیرون]
ایون: دامیان ساما شما حالتون خوبه؟؟!!
بکی: ای وای من الان چی دیدم؟؟! مامان دامیان الان اونو زد؟؟!!

[همه داشتن اونا رو نگاه میکردن]

دامیان: (ی..یعنی ما..مامانم منو از اول دوست نداشت؟ ش..شاید بخاطر این بوده که...نه...اگه اینطوری بوده باشه....یعنی بابام هم به من اهمیت نمیده؟...یعنی من....فقط یه بار ا..اضافه روی دوششونم؟ نه نه نه این امکان نداره! این نمیتونه اینطوری باشه!)
آنیا: [ذهن میخونه] (پسر دوم...)
[آنیا میره و دامیان رو بغل میکنه. دامیان بهش نگاه میکنه. دامیان=🍅 😂]
دامیان: ت..تو چرا داری بغلم میکنی پ..پخمه!!؟
امیل: آره احمق!! نمیبینی دامیان ساما تو چه وضعیه؟؟ خودتو نچسبون بهش!!
یور: آ..آنیا سان!! این کارت یکم بی ادبیه ها!!
آنیا: مشکلی نیست. آنیا هنوز پیشته. اونا لیاقت تو رو ندارن. خودتو بخاطرشون ناراحت نکن
دامیان: .......(خدایا میدونم این یکم خجالت آوره ولی...)
[دامیان هم آنیا رو بغل میکنه و اشکش میریزه رو لباس آنیا. نویسنده: اوخودا لحظه احساسی شد🥹]
بکی: ( اوه مای گاد! آنیا رفته عشقش رو بغل کرده!!😍)
آنیا: (بکی خفه شو تورو خدا)
دامیان: ح..حالا ولم کن احمق! من اصلا هم گریه نمیکردم!!
آنیا: آره جون عمت همه الان دارن نگات میکنن :|
دامیان=🍅+🍒(ای وای آبروم رفت)

[چند روز بعد...]

______________☆_____________☆_____________☆_____________

منتظر پارت بعد باشید عشقای من🎀🎀بوس بوس به همتون♡♡
دیدگاه ها (۱۶)

خوشگلای من درود چطورید؟🌸 اکثراتون میگید تند تند پارت بزارم ا...

"مشکلات خانوادگی" پارت ⁶[چند هفته بعد...]آنیا: آنیا اومد خون...

"مشکلات خانوادگی" پارت ⁴[روز بعد]همون یارو مدیره:: خب خب امر...

ولی شدت کیوت بودن این دوتا🛐🛐🛐🛐✨✨✨✨

کله پوک صورتی✨️ پارت ۲۶ملیندا خندید و گفت : خوب میتونی انیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط