پارت ۱

پارت یکـ
ـ

باصدای اجوما از خواب بیدار شدم امروز باید میرفتم مدرسه ولی اثن دلم نمیخواس برم چون هانیل و دارو دستش برام قلدری میکردن ولی ایندفعه دیگ نباید بزارم برام قلدری کنن

لباسای فرممو پوشیدم و رفتم پیش عمو تا صبحونه بخورم

ات: صبح بخیر عمو

جیمین: صبح بخیر دوما بهم بگو جیمین ن عمو تفاوت سنیمون زیاد نیس

ات: مگه چند ساله؟

جیمین: ده سال

ات: یعنی ت ده سالت بوده من به دنیا اومدم؟

جیمین: صبحونتو بخور

ات؛ چوری رفتار میکنی انگار اینارو نمیدونم خوب ی کلام و اره(اروم)

جیمین: شنیدم

ات: منم گفتم ک بشنوی

جیمین: از کی میدونی

ات: سال پیش برامون ت مدرسه توضیح دادن

جیمین: مگه کلاس چندمی

ات: امسال میرم نهم

جیمین: زود بخور و برو دیرت میشه

ات: باش
دیدگاه ها (۴)

پارت ۲

پارت سه ویو جیمین داشتم با پسرا درمورد محموله جدید حرف میزدم...

فیک جدید

https://www.thetopfamous.com/?p=315نامجونhttps://www.thetopf...

پارت۱ [دیوانه وار عاشق]ات: سلام من ات هستم ۱۸ سالمه و تو ک...

پارت۲۱

Part10اومد داخل و...‌‌کوک:ا/ت دوستت..‌میا:خودم اومدم تو لازم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط