جوابیه شعر(سیب) از جوادنوروزی " بنظر من بهترین جوابیه ست
جوابیه شعر(سیب) از جوادنوروزی " بنظر من بهترین جوابیه ست " :
دخترک خندید و پسرک ماتش!
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیده...!
باغبان از پی او تند دوید،به خیالش میخواست حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد!
غضب آلود به او غیضی کرد....
این وسط من بودم!
سیب دندان زده ای که به خاک افتادم.....
من که پیغمبر عشقی معصوم بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندان تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم!
و به خاک افتادم....
چون رسولی ناکام!
هردو را بغض ربود.....
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت: او یقینا پی معشوق خودش می آید!
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد!!!
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز...
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام..
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذراتم همه اندیشه کنان غرق دراین پندارند:
**… این جدایی بخدا رابطه با سیب نداشت …**
دخترک خندید و پسرک ماتش!
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیده...!
باغبان از پی او تند دوید،به خیالش میخواست حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد!
غضب آلود به او غیضی کرد....
این وسط من بودم!
سیب دندان زده ای که به خاک افتادم.....
من که پیغمبر عشقی معصوم بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق و لب و دندان تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم!
و به خاک افتادم....
چون رسولی ناکام!
هردو را بغض ربود.....
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت: او یقینا پی معشوق خودش می آید!
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد!!!
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز...
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام..
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذراتم همه اندیشه کنان غرق دراین پندارند:
**… این جدایی بخدا رابطه با سیب نداشت …**
- ۱.۶k
- ۱۵ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط