{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر دست هایت را باز نکن مترسک

آنقدر دست هایت را باز نکن مترسک
کسی تورا در آغوش نمیگیرد
ایستادگی تنهایی می آورد.
من امتحانش کرده ام
دیدگاه ها (۹)

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

خدایا...به هیچکس جز خودت عادتم نده،که دل بستن به غیر تو،دل ک...

آدمیزاد است و دلتنگیهایش...هر اندازه هم قلبش سرد باشد و در د...

خدایا...به هیچکس جز خودت عادتم نده،که دل بستن به غیر تو،دل ک...

کراوات را گره زدبر گردنِ امروزو تسبیح رابر انگشتانِ دیروزاما...

هیچ رابطهٔ انسانی، وجود دیگری را به تملک خود در نمی‌آورد. در...

با دستانت،تلی که از گل های رنگ چشمانم درست کرده بودی را بر س...

کجا رفته بودی، چرا کفش هایت بوی پاییز می‌دهند؟ شال گردن نارن...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

تمامِ خستگی‌هایت از آنجاست که می‌خواهی خودت همه‌چیز را درست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط