زندگی همین بود؟
زندگی همین بود؟
بیدار شدن ،
بعد از رویایی کوتاه...
نفس کشیدن ،
روی جاده های داغ...
و از یاد رفتن ،
مثل پیکان مدل 50...
و مرگ ،
هر بار
از دری وارد می شود...
گوش کن...
گ
و
ش
هیچ کس نمی گوید...
"بهار"
باچشم هایت ،
غروب را قدم می زنم...!
بیدار شدن ،
بعد از رویایی کوتاه...
نفس کشیدن ،
روی جاده های داغ...
و از یاد رفتن ،
مثل پیکان مدل 50...
و مرگ ،
هر بار
از دری وارد می شود...
گوش کن...
گ
و
ش
هیچ کس نمی گوید...
"بهار"
باچشم هایت ،
غروب را قدم می زنم...!
- ۱۹۷
- ۳۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط