{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گوشه امن سایه ها

#رمان گوشه امن سایه ها

##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن

«+چی….؟»یکم به خودم میام تقلا می‌کنم یکم از زیر دستش در برم،ولی انگشتاش توی پوستم فرو میره،عملا نمیزاره تکون بخورم،لعنت،عاشق اینم که انقدر بزرگ قویه،اما وقتی میخوام از روم کنار بره همین میشه دردسر….

+برو کنار….

-چشم،هرچی گل لوتوسم گفت…

«رفت کنار سریع قفل در زدم و از اونجا خارج و دور شدم وای….. بعد ار کلی کانجا بیخیال شدم و به سمت دفترم رفتم…»
…..
«توی دفتر مشغول بررسی دقیق پرونده کیم تهیونگ شدم……وای این دیوونست؟زده یک نفرو با چاپستیک کشته؟مشغول چک کردن پرونده بودم که یهو یکی در زد»

+بیا تو…اوه خانم مینا شمایید؟بهترین دستیار دنیا

*نظر لطفتونه،یه مطلب مهم رو باید خدمتتون عرض کنم،دستور اومده در عرض ۲۴ ساعت آینده کیم تهیونگ باید آزاد بشه

+«خشکم زد با یه ترس خالص مه قشنگ معلوم بود گفتم…»چطوری،من اجازشو صادر نمیکنم

*متاسفم،دستور از بالا بوده.

+تعجبیم نیست،به هر حال اون رییس مافیاست،همه جا نفوذ داره،خب وسایلش جمع کنید بهش خبر بدید،گرچه فکر کنم خودش خبر داره.

*چشم..
دیدگاه ها (۳)

#رمان گوشت امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد ادکلن «...

رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد ادکلن«ان...

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن...

رمان:گوشه امن سایه ها###🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سردوادکلنسا...

راز پنهان عشق

دو پارتی تهکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط