{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part

Part 16

ا،ت ویو

خودم نمیدونم چرا همکاری کردم ولی خودمم دلم برای ل،،،ب های کوک تنگ شده بود

فلش بک به دوهفته بعد

ببخشید هی فلش بک میزنم🚬

ا،ت ویو
الان خیلی وقته که یونا رو ندیدم دلم براش تنگ شده ولی کوک جای خالی شو پر می‌کنه با کوک رفتیم سمت میز و شروع کردید به غذا خوردن که یهو وسط غذا حالم بد شد و بالا آوردم رفتم دستشویی یه حدس هایی میزدم پس تصمیم گرفتم کوک و بپیچونم
از دستشویی رفتم بیرون که
کوک: است حالت خوبه چرا بالا آوردی
ا،ت: اره عشقم حالم خوبه نگران نباش فقط من بیرون یه کاری دارم باید برم
کوک: میخوای با راننده بری
ا،ت: نه نیازی نیست می‌خوام پیاده روی کنم
کوک: هر جور راحتی
ا،ت از خونه می‌ره بیرون و به سمت مطب دکتر می‌ره
فلش بک به مطب
دکتر: خوب خانومی جئون حدسم درست بود
ا،ت: یعنی چی
دکتر: شما حا،،،مله آید
ا،ت: مرسی دکتر
ا،ت تو راه برگشت به خونه هست و داره با خودش حرف میزنه
ذهن ا،ت
یعنی من از کوک حا،،،ملم البته معلومه این همه بهم تج،،،،اوز کرده اونم بدون کا،،،،ندم معلومه حا،،،مله میشم ولی می‌خوام بچم و با عشق بزرگ کنم رفتم خونه خیلی عادی جلوه دادن که کوک نفهمه چون میخواستم سورپرایزش کنم البته از بس تو این مسائل خنگه که نیاز به مخفی کاری نیست چون به هر حال نمی‌فهمه 😐
دیدگاه ها (۲)

Part 17فلش بک به دو روز بعد کوک ویو تو این دو روز خیلی اعصاب...

Part 18کوک ویوپشیمون شدم که اون روز با ا،ت اونجوری حرف زدم ت...

Part 15فلش بک به یک ماه بعد کوک ویو تو این یک ماه ا،ت نزدیکم...

هایگایز کیوتام خوبین 💜✨😚

عشق دو طرفه پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط