{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادته یه روزی بهم گفتی:هر وقت خواستی گریه کنی برو زیرِ با

یادته یه روزی بهم گفتی:هر وقت خواستی گریه کنی برو زیرِ بارون که نکنه نامردی

اشک هاتو ببینه و بهت بخنده گفتم: اگه بارون نیومد چی؟؟؟

گفتی: اگه چشم های قشنگ تو بباره آسمون گریه ش میگیره

گفتم: یه خواهش دارم؛ وقتی آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار

گفتی: باشه…

حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون نمی باره

و تو هم اون دور دورا ایستادی و داری بهم می خندی!!!
دیدگاه ها (۳)

ey juneee dlammmmm......

ﺩﻳﮕــــﺮ ﺗﻨﻬـــﺎﻳﻲ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻛــﺴﻲ ﻗﺴﻤﺖ ﻧﻤﻴﻜﻨﻢ...ﻳﻜﺒـــﺎﺭ ﻗﺴﻤ...

دلم آغوش آن نامحرمی را می خواهد که...محرم بودنش را خودم میدا...

پارت¹⁷ •sad rose•تهی: خب خب اون الان با یکی دیگه ست یعنی.......

پارت ۲۱شب شده بود. صدای بارون که از پنجره میومد، خونه رو کرد...

رمان لیچافصل ۳:برج شروع پایان من و توپارت ۳چاعان:خوبیلیا:نه ...

رمان عشق مافیا پارت 8از زبان ا/تگفت : نمیدونم کاره کی بوده و...

چون من دختر مهربون خوبی هستم میزارم دو پارت🤭🙂‍↕️#اونـ_مالـ_م...

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

سناریو جونگکوک

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

shede and shineپارت 7ویو یوری چشامو باز کردم ...... همه چی ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط