{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گناه عشق❌🍷

رمان گناه عشق❌🍷
پارت: ۱۱



دیانا: آها. میگم چرا ارسلان با شایان دشمنه؟ مگه پسرعمونیستن؟
نیکا: خب. چرا ولی داستان طولانی داره.
دیانا: میشه برام تعریف کنی؟
نیکا: حتما. خب شایان باعث شده که پدر و مادر ارسلان بمیردن. یعنی وقتی جوون بوده. شایان وقتی ۳۲سالش بوده با بابای ارسلان قراردادی میبنده. اونموقع شایان پدر و مادرش مرده بودن. و خودش تنها کار میکرده. خلاصه همه چی خوب پیش میرفته. تا وقتی شایان یک شب خبر میاره که کارخونه ای که ماپدر ارسلان سرش قرارداد بسته بوده. ورشکسته. میشه. پدر ارسلان هم بلافاصله بغد از این خبر سکته میکنه و راهی بیمارستان میشع. بعد از چند روز بستری بودن. متاسفانه فوت میکنه. مادر ارسلان هم چون خیلی شوهرش رو دوست داشته و عاشقش بوده. بعد از شنیدن این خبر مریضی سختی میگره و بعد از یک سال میفهمن که دچار مریضی ناعلاجی شده و پس از ۱۴سال مادر ارسلان هم میمیره.
دیانا: خب نقش شایان این وسط چی بوده؟
نیکا: آباریکلا دختر باهوش نقشش شایان اینبوده که اون خبر به بابای ارسلان مواد داده بوده و قلب بابای ارسلان ضعیف شده بود. و بعد از شنیده اون خبر بع دلیل ضعیف بودن قلب سکته میکنه.
دیانا: اهان. چقدر پیچیده.
نیکا: اوهوم
دیانا: میگم عکس از جوونی های شاین داری؟
........؟........؟.........
دیدگاه ها (۰)

‌ ‌ ‌ ‌ᅠ‌ ‌ ‌ ︵֪⏜֪࣪︵⏜࣪ ꒰‌  ࣭🧋  ‌꒱ ࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵< نامᰰه ا᷎ی ᷉از ...

پارت هشتمباهم سوار موتور شدین و یه گوشه شینیچیرو زد کنار و پ...

#ازدواج_اجباری Part16زن عمو اومد تو و گفت:م.ت: چیشد دخت....و...

جدایی

My lovely neighbor part : 58

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

KIM V

رمان:من ارباب توعمpart4ارسلان:نمیخاستم دیانا چیزی بگه چون اگ...

پسره: سریع دستارو سرتون ارسلان: برو باباپسره: ارسلان با شایا...

گناهکار. ❥𝓡𝓮𝓭 𝓥𝓮𝓵𝓿𝓮𝓽❦ 𝙥𝙖𝙩:41:

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط