پسرک رو به مزار دختر ایستاد ، برایش از دلتنگیش گفت، از آغ
پسرک رو به مزار دختر ایستاد ، برایش از دلتنگیش گفت، از آغوشی که این روزها هوایش را کرده...
از شوخی های دلنشینش ،از چشمان مهربانش،از حرف های نگفته اش ،ازچشمان مهربانش ، از یک دنیا بغضش ...براش کادو گرفته بود آمده بود تا با لبخندش ببیند!
هق هق گریه هایش به آسمان بلند شده بود...
پسر:
برات ... کادو ...برات یه دسته گل گلایل!...یه شیشه گلاب...و یه بغض طولانی آوردم...!
تک عروس گورستان!
پنجشنبه ها دیگر بدون تو خیابانها صفایی نداره...!
اینجا کنار خانه ابدیت می نشینم و فاتحه می خوانم ...نه اشک و فاتحه ... اشک و فاتحه و دلتنگی
امان... دنیای من!تو خیلی وقته که...
آرام بخواب فرشته کوچ کرده من...
دیگر نگران قرص های نخورده ام...لباس های اتو نکشیده ام و صورت پف کرده ام از بی خوابیم نباش...!
نگران خیره شدن مردم به اشک های من نباش...!
بعد از تو دیگر مرد نیستم اگر بخندم...
اما... تو آرام بخواب...
از شوخی های دلنشینش ،از چشمان مهربانش،از حرف های نگفته اش ،ازچشمان مهربانش ، از یک دنیا بغضش ...براش کادو گرفته بود آمده بود تا با لبخندش ببیند!
هق هق گریه هایش به آسمان بلند شده بود...
پسر:
برات ... کادو ...برات یه دسته گل گلایل!...یه شیشه گلاب...و یه بغض طولانی آوردم...!
تک عروس گورستان!
پنجشنبه ها دیگر بدون تو خیابانها صفایی نداره...!
اینجا کنار خانه ابدیت می نشینم و فاتحه می خوانم ...نه اشک و فاتحه ... اشک و فاتحه و دلتنگی
امان... دنیای من!تو خیلی وقته که...
آرام بخواب فرشته کوچ کرده من...
دیگر نگران قرص های نخورده ام...لباس های اتو نکشیده ام و صورت پف کرده ام از بی خوابیم نباش...!
نگران خیره شدن مردم به اشک های من نباش...!
بعد از تو دیگر مرد نیستم اگر بخندم...
اما... تو آرام بخواب...
- ۱.۸k
- ۱۲ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط