{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو دستشویی پارک بودم که دیدم یکی داره در میزنه.

تو دستشویی پارک بودم که دیدم یکی داره در میزنه.

بعد از 10 ثانیه گفت: سلام چطوری؟

منم خجالت زده گفتم: خوبم مرسی!
...
گفت: چیکار می کنی؟

گفتم: آدم اینجا چیکار میکنه؟

دوباره گفت: می تونم الان بیام اونجا؟

عصبانی شدم گفتم: نه هنوز خودم کار دارم.

یهو دیدم داره میگه: من بعدا بهت زنگ میزنم. الان یه دیونه ای تو دسشویی داره جواب سوالای منو میده.
دیدگاه ها (۱۵)

دوسـتـ ــ ــآی عزیـــــزم من یه چـــن روز نیستم...از دستم را...

سلــــ ــ ـــامــ مـــ ــ ــن اومــ ــ ــــدم!!

تـــَقــدیــم بــهــ همـ ــ ــه بــَچــه هــآی ویــــــــس.....

تــــآ حـ ـ ــآلــآ خُــدارو سرچ کردی؟!!

shede and shineفصل 2پارت 2+رفتیم تو بار که سونگمین از پهلو ب...

عمارت مافیا ✨🍷دیدگاه جونگکوک: یک لباس خواب سیاه و تحریک آمیز...

part 5ویو آناستازیا صبح از خواب پا شدم و روی تخت نشستم و به ...

وقتی درسش بد بودو ..

چندپارتی وقتی تو مافیایی و اونا رو می دزدی:)پارت3ات:نزار دوب...

dark love

پارت سیزده ویو یونگی با چیزی که دیدم خشکم زد یه پسر کنار لون...

Love youپارت یازدهم§سلام کوک&کوک صدام نکن هرزه§او ددی این هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط