{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشستم....

نشستم....
خسته شدم....
دیگر قایق نمیسازم...
پشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد باشد....
وقتی از تو خبری نیست....
قایق میخواهم چه کار....
مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است......!
دیدگاه ها (۱)

ازدنیاپرسیدم بدبخت ترازمن کسی هست؟ سرشوانداخت پایین

ﺍﺳﺘﺎﺩﻡ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﻭ ﻭﺍﺣﺪ “ ﻋﺸﻖ ” ﺭﺍ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﭘﺎﺱ ﮐﻨﻢ … ﺍﺳﺘﺎ...

دلی که اندوه دارد نیاز به شانه دارد نه نصیحت… کاش همه این را...

تنهایی یعنی : عاشقشی ولی حق نداری بهش زنگ بزنی چون اون دیگه ...

نمیدونم از کجا باید شروع بکنم میدونم نمیخونید ولی من جدی نیا...

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

پارت دوم روزها می‌گذشت و اضطراب، مثل ماری دور قلبم می‌پیچید....

پارت ۳۵

### پارت ۷: سقوط در سیاهیاون شب، عمارت در سکوتِ سنگینی فرو ر...

رومان عشق مافیا پارت 37 از زبان ا/تآمبولانس اومد و رفتیم بیم...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐اولین نشانه خیلی کوچک بود.آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط