نفرتی به نامعشق
نفرتی به نامعشق
پارت:پونزدهم
(از کتابی نوشتن بدم میاد)
ویو ات
اروم از خاب نازنینم بیدار شدم..چشامو مالیدم و یکم همونجوریتو حالت دراز کشیده موندم با چیزی که یادم اومد مث برق گرفته ها از جام پاشدم و سیخ شدم..
لونا..
به لونا خبر ندادم اون حتما نگرانه ساعت نه شب بود اون ساعت سه میخابه..
گوشیمو برداشتم و شماره ی لونا رو زدم..
بوق
قوق
لونا:ا..ا..الو..ا..ات؟
ات:دلم برات تنگ شده بود
لونا:ات...خو..دتی؟(بغض)
ات:لونا منم ات(مهربون)
لونا:هق..هق..اتت..د..لم..بر..ات.تن.گ شده بو..د(گریه)
ات:شششش اروم باش..باشه؟من الان سالمم و حالمم خوبه و لازم نیس الکی مرواریداتو هدر بدی
لونا:بیشور تو این حالم لاس میزنه(گریه کم تر)
ات:(خنده)
لونا:(خنده)
فردا میخام بیام پیشت..مزاحم که نیستم؟
ات:نههه بیا از خدامه میتونیم بیرونم بریم فردا اخر هفته و اخرین روز تعطیلیه خوش میگذره
لونا:ات؟(شیطون)
ات:بله؟(شک کرده)
لونا:اونروز که گم شدی..رفتم خونتون و به خانوادت گفتم..
ات:خب؟
لونا:جونگکوک خیلی نگرانت بود خیلی هم عصبانی شده بود
ات:خب ک چی؟
لونا:کسخللل اون عاشقتهه و من مدرک دارم
ات:برو باو بازم چرتو پرتات شرو شد؟
لونا:نه جدی میگم...تا اخر سال خاله نشم صلوات(خنده)
ات:لونا ببینمت پاره ای... پسر خوشگلی تو مدرسه نیس حداقل با اون شیپت کنم...
لونا:نه ههه(خنده)
ات:بلخره پیدا میشه(خنده شیطانی)
لونا:اوهههه خفه باو هرکی پیدا کنی با اخلاق بشدت زیبام کنار نمیاد(جوگیر شد)
ات:جو نبرتت داوشم اخلاقتم یکم درستش میکنم دیگه همچیت عالیه
لونا:ایششش داره واسه من تصمیم میگیره
ات:یس
من دیگهمزاحمت نمیشم..فردا حتما بیایا
لونا:چشم خانم مافیا
ات:اینو دیگه از کجات دراوردی؟
لونا:شبیه اون خانمای خوشگل مافیایی...خیلی مافیا بودن بت میاد برا همین دیگه شدی خانم مافیا
ات:واقعا(تعجب) چقد زیبام!
لونا:چیششششش برو به شب رویاییت با جونگکوک برس(خنده)
ات:اوکی..وایسا چی؟لونا من ترو....(قط کرد)
لونا واقعا دختر باحالیه باهاش حال میکنم نه بخاطر شیپ کردنم با جونگکوک ازون زیاد خشم نمیاد ولی لونا از همه لحاظ عالیه..!
از جونگکوک بعدا میپرسم رفیقی چیزی داره از سینگلی درارمش بدبختو..
پاشدم رفتم به سمت حموم عاشقتم حموم جونن..هیچی مث تو حالمو خوب نمیکنه...ممنون که بم خیانت نمیکنی
اهه ات کسخلییی؟
رفتم تو حموم و....(گشادی نمیزاره توضیح بدم)
<چن مین بعد>
از حموم درومدم اخیششش رفتم رو میز ارایشیم اول موهامو خشک کردم و بعد یه هودی تا بالای زانوهام پوشیدم..
ازون جایی که هودیم بلنده شلوارک نمیپوشم..
چراغارو خاموش کردم و رفتم رو تختم و گوشیمو برداشتم....
داشتم با گوشیم ور میرفتم که صدای در اومد..
باچیزی که دیدم کم مونده بود از تعجب شاخ در بیارم
که......
شرایط:
لایک:۵
کامنت:۱۰
پارت:پونزدهم
(از کتابی نوشتن بدم میاد)
ویو ات
اروم از خاب نازنینم بیدار شدم..چشامو مالیدم و یکم همونجوریتو حالت دراز کشیده موندم با چیزی که یادم اومد مث برق گرفته ها از جام پاشدم و سیخ شدم..
لونا..
به لونا خبر ندادم اون حتما نگرانه ساعت نه شب بود اون ساعت سه میخابه..
گوشیمو برداشتم و شماره ی لونا رو زدم..
بوق
قوق
لونا:ا..ا..الو..ا..ات؟
ات:دلم برات تنگ شده بود
لونا:ات...خو..دتی؟(بغض)
ات:لونا منم ات(مهربون)
لونا:هق..هق..اتت..د..لم..بر..ات.تن.گ شده بو..د(گریه)
ات:شششش اروم باش..باشه؟من الان سالمم و حالمم خوبه و لازم نیس الکی مرواریداتو هدر بدی
لونا:بیشور تو این حالم لاس میزنه(گریه کم تر)
ات:(خنده)
لونا:(خنده)
فردا میخام بیام پیشت..مزاحم که نیستم؟
ات:نههه بیا از خدامه میتونیم بیرونم بریم فردا اخر هفته و اخرین روز تعطیلیه خوش میگذره
لونا:ات؟(شیطون)
ات:بله؟(شک کرده)
لونا:اونروز که گم شدی..رفتم خونتون و به خانوادت گفتم..
ات:خب؟
لونا:جونگکوک خیلی نگرانت بود خیلی هم عصبانی شده بود
ات:خب ک چی؟
لونا:کسخللل اون عاشقتهه و من مدرک دارم
ات:برو باو بازم چرتو پرتات شرو شد؟
لونا:نه جدی میگم...تا اخر سال خاله نشم صلوات(خنده)
ات:لونا ببینمت پاره ای... پسر خوشگلی تو مدرسه نیس حداقل با اون شیپت کنم...
لونا:نه ههه(خنده)
ات:بلخره پیدا میشه(خنده شیطانی)
لونا:اوهههه خفه باو هرکی پیدا کنی با اخلاق بشدت زیبام کنار نمیاد(جوگیر شد)
ات:جو نبرتت داوشم اخلاقتم یکم درستش میکنم دیگه همچیت عالیه
لونا:ایششش داره واسه من تصمیم میگیره
ات:یس
من دیگهمزاحمت نمیشم..فردا حتما بیایا
لونا:چشم خانم مافیا
ات:اینو دیگه از کجات دراوردی؟
لونا:شبیه اون خانمای خوشگل مافیایی...خیلی مافیا بودن بت میاد برا همین دیگه شدی خانم مافیا
ات:واقعا(تعجب) چقد زیبام!
لونا:چیششششش برو به شب رویاییت با جونگکوک برس(خنده)
ات:اوکی..وایسا چی؟لونا من ترو....(قط کرد)
لونا واقعا دختر باحالیه باهاش حال میکنم نه بخاطر شیپ کردنم با جونگکوک ازون زیاد خشم نمیاد ولی لونا از همه لحاظ عالیه..!
از جونگکوک بعدا میپرسم رفیقی چیزی داره از سینگلی درارمش بدبختو..
پاشدم رفتم به سمت حموم عاشقتم حموم جونن..هیچی مث تو حالمو خوب نمیکنه...ممنون که بم خیانت نمیکنی
اهه ات کسخلییی؟
رفتم تو حموم و....(گشادی نمیزاره توضیح بدم)
<چن مین بعد>
از حموم درومدم اخیششش رفتم رو میز ارایشیم اول موهامو خشک کردم و بعد یه هودی تا بالای زانوهام پوشیدم..
ازون جایی که هودیم بلنده شلوارک نمیپوشم..
چراغارو خاموش کردم و رفتم رو تختم و گوشیمو برداشتم....
داشتم با گوشیم ور میرفتم که صدای در اومد..
باچیزی که دیدم کم مونده بود از تعجب شاخ در بیارم
که......
شرایط:
لایک:۵
کامنت:۱۰
- ۵.۳k
- ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط