وای اگر امشب بگویی خسته ای از شعر من
وای اگر امشب بگویی خسته ای از شعر من
وای اگر رخ برکشی از دیده ام ... رویای من ...
آن زمان سیلی فرو می ریزد از چشمان من
غرقه خواهی شد در این طوفان ... در این دریای من ...
می شوم دیوانه ای مجنون تر از فرهاد و قیس
نوحه می خوانم در این تاریکی شب های من
می زنم خنجر به جان و تیشه بر دنیای خویش
می درم این خرقه ی تنهایی ام ... زیبای من ...
باید امشب عقد چشمانم شود چشمان تو
محرم لب های من گردی تو با فتوای من ...
وای اگر رخ برکشی از دیده ام ... رویای من ...
آن زمان سیلی فرو می ریزد از چشمان من
غرقه خواهی شد در این طوفان ... در این دریای من ...
می شوم دیوانه ای مجنون تر از فرهاد و قیس
نوحه می خوانم در این تاریکی شب های من
می زنم خنجر به جان و تیشه بر دنیای خویش
می درم این خرقه ی تنهایی ام ... زیبای من ...
باید امشب عقد چشمانم شود چشمان تو
محرم لب های من گردی تو با فتوای من ...
- ۱.۹k
- ۲۱ خرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط