{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دانشگاه وانیلی

دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک/ پارت ۲۵

تهیونگ : تینا ؟؟
تینا : چه خبر ته‌ته انتظار نداشتی منو ببینی نه ؟
تهیونگ : (تهیونگ قفل ماشین رو باز کرد) بیا بشین تینا . تو اینجا چیکار میکنی کی اومدی سئول
تینا : (نشست تو ماشین ) اوو تازه اومدیم بخاطر مدرسه‌ی ناهی .
تهیونگ : ناهی چطوره ؟
تینا : اونم خوبه دلش برای داییش تنگ شده . بهش گفتم زودی میریم ببینیمیش
تهیونگ : شوهرت چطوره
تینا : آ بهت گفتم یه دفتر توی سئول داشت قراره ازین به بعد بجای کارگرا خودش پای این دفتر بشینه . ولی فعلا جای دیگه درگیره نمیتونه بیاد
تهیونگ : پس تو و ناهی تنهایین
تینا : آره تنهاییم
تهیونگ : خب بیایین خونه‌ی من
تینا : خونه خودمون هستیم ته . مزاحم نمیشیم
تهیونگ : میخوای بیای خونه برادرت مزاحم چی ؟
تینا : نه تهیونگ نمیخواد . خونه خودمون کلی کار داریم
تهیونگ : حداقل ناهی رو بفرست بیاد
تینا : نه ناهی هم مدرسش عوض شده خیلی عقبه . تهیونگ تو بمون همونجا راحت باش من که خواهرتم تعارف نداریم . کلی کار دارم تو خونه‌ی خودم وقت بشه میام
تهیونگ : خب باشه اگه اینجور راحتی
تینا : منظوری نداشتما ناراحت نشی
تهیونگ : نه خب اگه کار دارین من اصراری نمیکنم هرجور صلاحه
تینا : خب من برم . فکر کنم وقت دانشگاه تو هم گرفتم
تهیونگ : نه نمیرم دانشگاه
تینا : واسه چی ؟
تهیونگ : آ یه سرما خوردگیه کوچولوعه چهارتا قرص بخورم خوب میشم ولی یه نفر انقدر به جونم غر زد که مجبور شدم خونه بمونم
تینا : چقدرم به حرفش گوش دادی گفته برو خونه دم دانشگاهی
کوک : کیممم تهیونگگگگگگگگ (با صدای بلند)
تینا : اون کسیه که زورش بهت رسیده آره ته
تهیونگ : آره خودشه
جونگ کوک : (از پنجره‌ی ماشین به تهیونگ نگاه میکنه) مگه قرار نبود بری خونه ؟؟ چرا هنوز اینجایی .. (دیگه ادامه نداد زمانی که چشمش به تینا خورد) تو کی هستی ؟
تینا : سلام . حالت خوبه ؟
جونگ کوک : ته این خانومه کیه ؟
تهیونگ : خب جونگ کوک این ...
جونگ کوک : یه دیقه تنهات گذاشتم تهیونگ!! یک دقیقههه خدا هم توش میمونه انقدر سریع هرچی از تو توی ذهنن ساختم بزنی خراب کنی
تهیونگ : کوک اشتباه فکر میکنی . صبر کن حرفمو کامل بزنمو
جونگ کوک : دیگه بیشتر ازین میخوای توضیح بدی ؟؟؟ هی ببین ناناز کوچولو نمیدونم کوچولویی ازم بزرگتری یا چی از دوست پسر من بخاری واست بلند نمیشه وقت خودتو تلف نکن


از طرف سلوین
(جدی بعضی از کامنتاتون حالت دستوری داره . یکم روش کار کنید)

#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
دیدگاه ها (۷)

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۲۶ کوک : از دوست پسر من بخار...

دانشگاه وانیلیفک تهکوک/پارت ۲۷ کوک : پوف دستگاه چاپ سوخته با...

دانشگاه وانیلی فیک تهکوک / پارت ۲۴ جونگ کوک : مرسی .. (از ما...

گیلیگیلیگیلیییی بببییینیییددد تووولدددد کیههههههههههه🎂🎊🎉🎀 تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط