{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من هر وقت اعتماد کردم؛زخم خوردم میدونی اعتماد کردن مثل شی

من هر وقت اعتماد کردم؛زخم خوردم میدونی اعتماد کردن مثل شیشه ست بشکنه دیگه مثل قبل نمیشه،اعتماد منم خیلی وقته شکسته...،خیلی هاتون میدونید ۲ روز دیگه تولدمه ولی خب حتی تبریکم نگفتین៹خب چرا باید از شما انتظار داشته باشم وقتی پدر و مادرم یادشون نبود
دیدگاه ها (۱۳)

سلام دخترای قشنگم حالتون خوبه ✨💋خب نمی‌خوام زیاد لفتش بدم .....

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

★彡   Part 3 彡★ ذهنم به گذشته برگشت. زمانی که فقط ۴ سالم بود ...

پشت نگاه سردت ... 14ویو آتاز فروشگاه بیرون اومدم و کیسه‌هامو...

رومان روز برفی (پارت10)از زبان ات صبح شدجونگ کوک کلی گشت اما...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

پارت چهارم _ دنیای عجیب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط