P7
سلام بخاطر اینکه انقدر دیر گذاشتم معذرت میخوام درگیر بودم الان برگشتم و سعی میکنم فعالیتم رو بیشتر کنم 🫀
ویو صبح
ایو : از خواب پاشدم کوک دستش رو انداخته بود دور کمرم و صفت گرفته بود منم نمی تونستم بلند شم که انقدر تکون خوردم تا بیدار شد
کوک : جوجه چقدر تکون میخوری بگیر بخواببب
ایو :کوکی بیدار شوو داری خفم میکنییی
کوک : یهو خیمه زد رو ایو
ایو : چه قلطی می کنی (پوکر )
ایو : پاشو میخوام برم صبحانه آماده کنم
کوک لبش رو گذاشت رو لب ایو و همینجور میبوسید و ایو هم همکاری میکرد
یومی : بچه هاااا یهو اومد داخل
یومی : اوه اوه مثل اینکه بد موقع اومدم من هیچی ندیدم ادامه بدید (وای نصف شب دارم جر میخوردم خنده 😂)
کوک :خروس بی محل دهنت. و سرویس میکنم فقط دستم بهت برسه
ایو : بلند شو کوک له شدممم
کوک : بیبی چقدر لج بازی
ایو : کله شق پاشو باید به مامان بابا این موضوع رو بگیم(منحرف نباشیم 🤣🎀)
کوک : اوه یادم رفته بود
ایو : استرس دارم قبول نکنن
کوک : نگران نباش قبول میکنن
ایو : امید وارم
(بعد صبحانه در حال رفتن )(ادمین خیلی گشادهههه😊)
ته : بریمممم
یومی : اره بریم
ایو و کوک : بریم که دیر شددددد
تو راه اتفاقی نیوفتاد
(رسیدن خونه ) (میگم گشادم باور نمی کنید )
رسیدن و در زدن
ایو : سلام مامانننن
م/ا : دختره پرو کدوم گوری بودی
ایو : مامان آروم باش با ته رفته بودیم بیرون بعدش زنگ زدم یومی هم اومد بعد دیگه تا بیایم دیر شد رفتیم خونه کوک
م/ا : کوک !!!!؟؟ (تعجب )
ایو : چیزه …
بچه ها نصف شبه ساعت ۳ هستش خیلی خوابم میاد ادامش رو فردا می نویسم ❤️😊
ویو صبح
ایو : از خواب پاشدم کوک دستش رو انداخته بود دور کمرم و صفت گرفته بود منم نمی تونستم بلند شم که انقدر تکون خوردم تا بیدار شد
کوک : جوجه چقدر تکون میخوری بگیر بخواببب
ایو :کوکی بیدار شوو داری خفم میکنییی
کوک : یهو خیمه زد رو ایو
ایو : چه قلطی می کنی (پوکر )
ایو : پاشو میخوام برم صبحانه آماده کنم
کوک لبش رو گذاشت رو لب ایو و همینجور میبوسید و ایو هم همکاری میکرد
یومی : بچه هاااا یهو اومد داخل
یومی : اوه اوه مثل اینکه بد موقع اومدم من هیچی ندیدم ادامه بدید (وای نصف شب دارم جر میخوردم خنده 😂)
کوک :خروس بی محل دهنت. و سرویس میکنم فقط دستم بهت برسه
ایو : بلند شو کوک له شدممم
کوک : بیبی چقدر لج بازی
ایو : کله شق پاشو باید به مامان بابا این موضوع رو بگیم(منحرف نباشیم 🤣🎀)
کوک : اوه یادم رفته بود
ایو : استرس دارم قبول نکنن
کوک : نگران نباش قبول میکنن
ایو : امید وارم
(بعد صبحانه در حال رفتن )(ادمین خیلی گشادهههه😊)
ته : بریمممم
یومی : اره بریم
ایو و کوک : بریم که دیر شددددد
تو راه اتفاقی نیوفتاد
(رسیدن خونه ) (میگم گشادم باور نمی کنید )
رسیدن و در زدن
ایو : سلام مامانننن
م/ا : دختره پرو کدوم گوری بودی
ایو : مامان آروم باش با ته رفته بودیم بیرون بعدش زنگ زدم یومی هم اومد بعد دیگه تا بیایم دیر شد رفتیم خونه کوک
م/ا : کوک !!!!؟؟ (تعجب )
ایو : چیزه …
بچه ها نصف شبه ساعت ۳ هستش خیلی خوابم میاد ادامش رو فردا می نویسم ❤️😊
- ۸.۰k
- ۲۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط