{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این غربت

در این غربت
_نهایت نگاهم_
کوهی ست در دوردست که جلوی دیدم راگرفته
و رودی که هرگز بطری حامل پیامی را نمی اورد
وخاکی که هرگز اشکهایم راباشقایق جواب نمی دهد.
اما
_نهایت عشقم_عکس توست که در ان
ایستاده ای میان گلها ونسیمی گیسوانت را
نوازش می کند.
در این غربت
_نهایت لذتم_گلهاونسیم وروشنی عکس توست.
کمکم کن.
در این غربت
تنهایم...
دیدگاه ها (۶)

به سلامتی......

چه زود دیر می شود!در باز شد... برپا !... بر جا !درس اول : با...

!!

داستان عاشقانه جدید

★ازدواج اجباری...p²یونگی:صبح کنار هانا از خواب بیدار شدم...خ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۶: «اولی...

007-پنهان در مه - پارت ۷۳

پارت اول | دختر جدیدصدای ترمز اتوبوس، سکوت صبحگاهی خیابان را...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

فیک : بین راندها

نام=)سایه مافیا### پارت سیزدهم: بازیِ بی‌رحمانه‌ی فاصله‌هاسک...

فیک

.🌑 رقص سایه‌ها | پارت اول: «در مرزِ خون و استیل»سئول، ساعت ۲...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط