{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۴
ویو تهیونگ
د دیدم جونگکوک زنگ زده با استرس جوابشو دادم

« مکالمه بین تهیونگ و جونگکوک »
جونگکوک: الو.....سلام تهیونگ
تهیونگ: سلام کاری..داشتی زنگ زدی ؟( استرس)
جونگکوک: نه فقط گفتم ات رو ندیدی
تهیونگ: نه ندیدمش ( استرس)
جونگکوک: اوکی... خداحافظ
تهیونگ: خداحافظ..... یونگیییییییییی
یونگی: چته بابااااا
تهیونگ: جونگکوک ممکنه بهت زنگ بزنه.... از دهنت نپره بگی اینجاست
یونگی: باشه حالا گفتم چی شده 🗿
ات: نگفتی که من اینجام ؟؟
تهیونگ: نه
ات: آفرین..... پسرا شب بخیر
تهیونگ و یونگی: شب بخیر💖

ببینین چه ادامین خوبی دارین تو خماری نذاشتمتون 😌😌😁
دیدگاه ها (۶)

پارت ۱ویو اتنشستم توی اتاقم و گریع میکردم چرا همون موقع باها...

این آهنگ با صدای اعضا یه شاهکار میسازه 🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐✨🎀

پارت ۳ویو جونگکوکدیدم ات نیس همه جارو گشتم ولی پیداش نکردمجو...

🙂💔[]

برادر بی رحم من💔🥀🖤💫part ۱٠&هق... از رعد و برق میترسم(گریه) "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط