{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱
ویو ات
نشستم توی اتاقم و گریع میکردم چرا همون موقع باهاش نمردم چرا دوباره زنده شودم یعنی اصلا منو یادش نیس ، اوه یادم رفت خودمو معرفی کنم سلام من پارک اتم حدوده ۱ سالی هست که با جیمین ازدواج کردم البته اجباری و از هم متنفریم یعنی متنفر بودیم بعدش عاشق هم شدیم ولی مشکل اینجا بود که اون خطرناکترین مافیای جهان بود و همه میخواستن جایگاهشو داشته باشن .....

«فلش بک به ۲ روز پیش»
ویو ات
نشسته بودم که جیمین چشمام رو بست و بردم پشت عمارت وقتی چشمام باز کردم دیدم جیمین یه دسته گل زر دستشه و زانو زده

جیمین: راستش..ات من عاشقتم... خیلی وقته میخواستم بهت بگم ولی غرورم اجازه نمیداد اما وقتی فهمیدم چقدر دوست دارم از غرورم گذشتم
ات: م...منم دوست دارم

ویو ادامین
اون دوتا خوشحال بودن از اینکه به هم اعتراف کردن اما به محظه اینکه جیمین بلند شد لبخند از روی لب هردوشون رفت میخواستن زمان متوقف بشه...درستع جیمین گلوله خورده بود اونم وسط قلبش ( خدا نکنه) و افتاد زمین

ات: ع... عشقم چی شد.... تروخدا چشماتو نبند ( بغض)
جیمین: ..ا.ت..م..ن..خ..ی..خیلی..
متاسفم
ات: چرا عزیزم؟
جیمین: دیر...بهت گفتم...دوست دارم...همش اذیتت میکردم...نتونستم کنارت باشم...بغلت کنم منو ببخش ( گریه )
ات: اینجوری نگو...تو نمیتونی همینجوری بری..نه نه نمیتونی...ما هنوز کلی کار مونده و نکردیم..یادته میگفتم خیلی دوس دارم برم ساحل الان دوس دارم با تو برم یادته میگفتی دوس دارم با کسی که دوسش دارم غروب خورشید رو ببینم تو نباید همینجوری بمیری ( گریه شدید)
جیمین: قربونت برم....گریه نکن... ناراحت میشماا ( یه گردنبند بهش داد)
ات: ا..این برای منه ( گریه شدید)
جیمین: این گردنبند رو کناره خودت نگه دار...هر وقت حس کردی تنهایی فقط کافیه باهاش حرف بزنی من کنارتم
ات: جیمین لطفاً تنهام نزار ( گریه)
جیمین: ق.. قول بده توی زندگیه دیگه پیدام میکنی ( گریه)
ات: باشه ( گریه)
جیمین: ممنونم خوشگلم ( و سیاهی)

ویو راوی
ات گردنبند رو به دستاش بست و خودشم کشت..
ویو ات
چشمامو باز کردم اینجا کجاست نکنه امدم بهشت نه بابا چی میگی ات اینکه عمارت جیمینه رفتم بیرون که جیمین رو دیدم بدو بدو رفتم سمتش و محکم بغلش کردم که یهو......

خماری 😁
چطور بود ؟
دیدگاه ها (۰)

این آهنگ با صدای اعضا یه شاهکار میسازه 🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐✨🎀

پارت ۴ ویو تهیونگ د دیدم جونگکوک زنگ زده با استرس جوابشو داد...

پارت ۳ویو جونگکوکدیدم ات نیس همه جارو گشتم ولی پیداش نکردمجو...

پارت ۲درخواستی #ویو یونگیکه تهیونگ وایسادیونگی: تهیونگ جلوی ...

وقتی دخترشو دوست نداشت 💔پارت ۳ویو اتاون بهم سیلی زد هه انتظا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط