{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واسه مادران زحمت کش

واسه مادران زحمت کش
جان هركي دوست داری بخون
دکتری به خواستگاری دختری رفت ولی دختر او را رد کرد و گفت به شرطی قبول میکنم که مامانت به عروسی نیاید!! آن جوان در کار خود ماند و پیش یکی از اساتید خود رفت و با شرمساری چنین گفت: در سن یک سالگی پدرم از دنیا رفت و مادرم برای اینکه خرج زندگی مان را تامین کند در خانه های مردم رخت و لباس می شست، حالا دختری که خیلی دوستش دارم شرط کرده که فقط بدون حضور مادرم حاضر به ازدواج با من است نه فقط این بلکه گذشته مادرم مرا پیش دیگران خجالت زده کرده است به نظرتان چکار کنم، استاد به او گفت: از تو خواسته ای دارم به منزل برو و دستان مادرت را با آب بشو و فردا دوباره به نزد من بیا تا بگویم چکار کنی، جوان به منزل رفت و اینکار را کرد ولی با حوصله دستان مادرش را در حالی که اشک بر روی گونه هایش سرازیر شده بود انجام داد زیرا نخستین بار بود که دستان مادرش درحالی که از شدت شستن لباسهای مردم چروک شده و تمامن تاول زده و ترک برداشته بود را دید ، طوری که وقتی آب را روی دستانش میریخت از درد به لرز می افتاد. پس از شستن دستان مادرش نتوانست تا فردا صبر کند و همان موقع به استاد خود زنگ زد و گفت: سپاسگزارم که راه درست را به من نشان دادید من مادرم را به امروزم نمیفروشم چون او زندگی خودش را برای آینده ی من تباه کرد. ★
دیدگاه ها (۳)

.#درسهای_بسیار_مفید🔻زنی مبلغ دو ۲ ملیون تومان را گم کرده بود...

دختری که ملکه ی جهنم شد

پارت ۱#تو راز شب های منیسئول، ساعت شش و نیم صبح.بارون از دیش...

برده عمارت جئون

صبح...ات طبق عادت همیشگی پایین آمد.اما این بار...کوک سر میز ...

پارت‌: 21 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**حلقه‌ای که دور لبه‌ی است...

✦ اولین گناه ✦فصل شانزدهم: کسی که ماند---او را روی شانه‌ام ا...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.²چشم‌ها بالاخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط