لب دريانشسته بودم پرنده عشق امدوگفت.براي عشقت نامه اي بنو
لب دريانشسته بودم پرنده عشق امدوگفت.براي عشقت نامه اي بنويس,گفتم قلم ندارم,گفت از پرم بگيرگفتم جوهرندارم ,گفت از خونم بگير گفتم ورق ندارم گفت روي سينه ام بنويس,با تمام وجودم نوشتم :خيلي دوستت دارم...
- ۹۸۴
- ۱۶ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط