{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک سکانس ازفیلم«عصبانی نیستم!»:

یک سکانس ازفیلم«عصبانی نیستم!»:

نوید و ستاره روی صندلی سینما نشسته اند. ستاره فیلم می بیند و نوید جای تماشای فیلم در صندلی اش فرو رفته،به سمت ستاره برگشته ومحو تماشای ستاره است.ستاره که متوجه نگاه نوید شده، لبخندزنان با لحنی آرام(نزدیک به زمزمه)می گوید.
ستاره: چرا فیلمو نمی بینی؟
نوید با لحن آرام جواب می دهد.
نوید: دوست دارم
ستاره: چی؟
نوید: دوست دارم
ستاره لبخند می زند.
نوید: دیونتم می میرم برات
ستاره: منم
نوید: تیکه تیکه می شم برات
ستاره: خدا نکنه
نوید: جان...فدافدا
ستاره نگاه از نوید گرفته و به پرده سینما نگاه می کند.نویدهمچنان درحال خودش خیره به ستاره است.
نوید: جان جانان،قربون اون فیلم نگاه کردنت بشم من
ستاره می خندد.
نوید: نفس...عاشقتم،عاشقتم
ستاره به سمت نوید برمی گردد.
ستاره: بسه دیگه این جوری من هیچی از فیلم نمی فهمم
لحظه ای مکث.از چشمان نوید اشک جاری می شود.
ستاره: نوید؟
نوید از ستاره رو برمی گرداند.
ستاره: نوید؟
پس از مکثی نوید دوباره به سمت ستاره برگشته و با چشمان پراشک می گوید.
نوید: نری آ، می میرم
ستاره رو به نوید نگاه می کند. نوید اشک هایش را پاک می کند و به ستاره نگاه می کند.
نوید: خوبم...
دیدگاه ها (۱)

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧ 𝟙 اگه اولش به فکر آخرش نباشی، آخرش به فکر اولش میوفت...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

پارت۵ (در عمق نگاه تو)ایزوکو با لذت غذا را می‌خورد، و باکوگو...

این داستان یک **فیکشن** صرفاً برای سرگرمی است و بر اساس شخصی...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش سوم_ری *می‌روم توی خوابگاه.همه جا ساکت است...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

🖤 پارت ۳۳ | «التماس»دو مأمور دست‌های کوک را گرفتند و او را ب...

White Lotus | Part 33سه سال گذشته بود.سوآ بعد از پایان تور ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط