برده بی نقص من پارت

برده بی نقص من پارت ۹
ا.ت سعی میکنه دستاش رو در بیاره که رگش پاره میشه
ویو ا.ت
فاک تو این زندگی رسما دارم پاره میشم بدنم و دستام درد میکنه حالا هم که رگم پاره شد بلخره دارم از شر این زندگی راحت میشم
بعد چند مین
چشام داشت بسته میشد که صدای در اومد
اجوما = قشنگم چرا رگت پاره شده
توانایی حرف زدن نداشتم چند مین گذشت تا چشام بسته شد و سیاهی
ویو اجوما
ارباب دستور داد برم پیش ا.ت و منم گفتم چشم و رفتم تو اتاق که دیدم رگش پاره شده و پرسیدم ( دیگه میدونید چی پرسید) ولی جوابی نداد رفتم سمتش ضربانش نرمال بود پس بلندش کردم بردمش حموم و بدنش رو شستم بعد پانسمان کردم و لباس تنش کردم و گذاشتمش رو تخت اتاق ارباب و رفتم بیرون
ببخشید دیر شد تا چند ساعت دیگه پارت از بعد رو هم میزارم ( الان دارم میرم کلاس زبان 😂😂)
دیدگاه ها (۲)

برده بی نقص من پارت ۱۰ادامه ویو اجوما یادم اومد ارباب گفته ب...

برده بی نقص من پارت ۱۱چهار سال بعد تو بغل کوک بیدار شدم خیلی...

برده بی نقص من پارت ۸ ا.ت بعد کلی گشتن تو شهر میره تو یه بار...

❣پارت ششم❣ویو جونگکوک: نمیدونم چراوقتی گفت چیزی دیگه ای نمیخ...

پارت 15 رفتم داخل عمارت و رفتم بالا نمیدونم چرا این دختر برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط