برده بی نقص من پارت ۸

برده بی نقص من پارت ۸
ا.ت بعد کلی گشتن تو شهر میره تو یه بار و کوک هم بعد کلی گشتن دنبال ا.ت میره بار که اروم شه
ویو ا.ت
رفتم بار و بعد یه ساعت مست بودم و پاشدم که برقصم یهو یکی دستمو گرفت و دنبال خودش کشید یکم دقت کردم دیدم کوک عه وای بد بخت شدم
ویو کوک
رفتم بار که اروم شم یه دختر رو دیدم تنها نشسته بود وقتی پاشد فهمیدم ا.ت عه با عصبانیت رفتم سمتش دستشو گرفتمو بردمش بیرون و پرتش کردم تو ماشین و سوار شدم و در رو قفل کردم با عصبانیت گفتم
کوک = که از من فرار میکنه اره؟ دارم برات
ا.ت = ب.... ببخشید
کوک = دیگه دیر عه
بعد یه ساعت میرسن خونه و کوک دست ا.ت رو میگیره میبرتش تو اتاق شکنجه دستاش رو با زنجیر به تخت میبنده و روش خیمه میزنه (و با هم دعا میکنن 😂😂😂)
بعد هشت راند ازش میکشه بیرون و با شلاق میزنتش بعدش عم ولش میکنه و میره بیرون
ویو ا.ت
از درد داشتم نابود میشدم کل بدنم درد میکرد سعی کردم دستام رو از زنجیر جدا کنم که....
شرط نداره ولی حمایت کنید دیگه
دیدگاه ها (۱۱)

همسر غیره منتظره

Forbidden love⑧شب بود کرم‌ درونم فعال شده بود و دوباره زنگ ز...

تکپارتی جونگ کوک

سرنوشت پارت (۱۲)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

☆-هزار یک شب-☆قسمت [۱]ویو ا/تسلام من ا/تم. من پدرم زمانی که ...

My Boy❄

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط