{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدنش از خواب تنهایی مرا بیدار کرد

دیدنش از خواب تنهایی مرا بیدار کرد
دیدمش! یک بار دیگر دل هوای یار کرد

مرده ام در برزخ تردید ها اما هنوز
می شود با بوسه ای روح مرا احضار کرد

هر یک از ما دست کم یک بار عاشق بوده ایم
می توان با هم خطای کهنه را تکرار کرد!

درد خاکستر نشینی داغ روی دست ماست
گاه باید گفت و گو با آتش سیگار کرد

بار دیگر با خیانت اعتمادم را گرفت
عشق... ما را باز از عاشق شدن بیزار کرد...!
دیدگاه ها (۱)

به قدری دوستت دارم که قدرش را نمی دانمبه تن چون روح می مانی،...

.گفتمش دم به دم آزار دل زار مکنگفت اگر یار منی شکوه ز آزار م...

گاهی صدای آب را باران نمی فهمدرمز غرور شیشه را فنجان نمی فهم...

می شود از منطق چشمت ، به برهان ها رسیداز لبت ، با "احتمالا" ...

¹⁴⁰⁵'⁰⁴'¹⁵²¹ : ³⁵part ¹.از کودکی یاد گرفتم که انسان‌ها هیچگا...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

RED MOON=P3

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط