{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم از نزدیکی دیدار، گفتی «ساده‌ای!

گفتم از نزدیکی دیدار، گفتی «ساده‌ای!
دورم از دیدار با هر پیش‌ پا افتاده‌ای»
کوچکم خواندی، که پیش چشم ظاهربین تو
دیگران کوهند و من سنگ کنار جاده‌ای
شهر را گشتم که مانند تو را پیدا کنم
هیچ‌کس حتی شبیهت نیست، فوق‌العاده‌ای
با دل آزرده‌ام چیزی نمی‌گویی ولی
از دل آزردن که حرفی می‌شود آماده‌ای
باز بر دوری صبوری می‌کنم اما مگیر
امتحان ساده‌ای از امتحان پس‌داده‌ای
دیدگاه ها (۱۳)

طوری دلم گرفته که باید تو وا کنی !یعنی چنان شکسته که باید دع...

‌‏دو شاخه گل طلبت،ای گل همیشه بهار!دو بوسه نیزکنار دوشاخه گل...

می روم تا باز امشب بی تو بی پروا بگریمبر جدایی های موج از د...

چه حالی می دهد باران، ولی تنها کنار تودو جرعه چای، یک فنجان،...

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

گاه فاصله، نه یک جاده‌ی بی‌پایان، که تنها یک «نفس» است؛ فاصل...

ــــــــــــــــــــــامروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط