{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*³

رفتیم خونه
ا.ت: بهت میگم نمیخوام بیام
کوک: چرا حرفامو گوش نمیدی
ا.ت: چرا بهم زودتر نگفتی ها چرا یک سال باهاتم هیچی بهم نگفتی فقط منو بازی دادی
کوک: خیلی سعی کردم بگم ولی نتونستم اینو چون میخواستم بدستت بیارم
ا.ت: یعنی الان منو بدست اوردی
کوک: ا.ت من واقعا دوست دارم اگه اینا نقشه بود میزاشتم بری یا خودم میرفتم
ا.ت: ولی من نمیخوام دیگه باهات باشم
کوک:ا.ت نگو اینجوری من بدون تو نمیتونم
ا.ت: بسه نمیخوام گوش بدم من میرم بخوابم
دستمو گرفت
کوک: ا.ت صبر کن بیا پیش هم بخوابیم
ا.ت: چی پیش هم من باورم نمیشه
کوک: من میخوام پیشت باشم
ا.ت: ولی من نمیخوام
رفتم تو اتاق درو بستم
خواستم لباسمو باز کنم هرچه کردم نتونستم
رفتم از اتاق بیرون کوک دراز کشیده بود رو مبل
ا.ت: جونگکوکا
کوک: جانم
ا.ت: یه چیزی
کوک: بگو
ا.ت: کمکم میکنی
کوک: نه
ا.ت: باشه میزارم بخوابی پیشم فقط بیا لباسمو برام باز کن
کوک: همین فقط
ا.ت: اره اومدی
کوک: اره اومدم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۰)

fake kookpart*⁴ صبحچشمامو باز کردم جونگکوک دیدم اشک تو چشما...

fake kookpart*⁵چند روز بعداز دید ا.تتو کافه نشسته بودمتهیونگ...

fake kookpart*²تهیونگ: باهم دعوا کردید؟ ا.ت: نهتهیونگ: ببخشی...

fake kookpart*¹درو اتاق باز شدکوک: ا.تا.ت: چه عجب اومدی ولی ...

کوک با سرعت بالا رفت به فرودگاهکوک به باندش خبر داد که جلوی ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

when he betrayed you part 9*عمارت اما*ا/ت: کجا بودی؟اما: سری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط