{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فقط یه قدم مونده بود

فقط یه قدم مونده بود
که بی بهونه برسیم به هم
نمیدونم چی باعث شد
که گُمت کنم که هرشب
توبغض وگریه یادت کنم
اره من بَدَم دارم تقاص
بد بودنامو میدم
این نامه ی آخره که حرفامو میگم
منو به دستای گریه نسپارتم
دیدگاه ها (۶)

امشب یه غم تودلمه که باز واسم ته ندارهیادش کاری میکنه که چشا...

|~ +مَنـ نَقاشَمـ|~ -جِدے؟|~ +هومـ|~ -با قَلَمـ و رَنگـ کار ...

*امروز چطور بود؟-روز بدی بود*چرا!؟-با هم گریه کردیم*سخت نگی...

نفس کی بودی تو، کی بودی تو عشقماین همه دوریو فاصلرو بشکن انگ...

پارت ۳

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

تکپارتیویو ات: یه چند وقتی میشد که لینو اصلا بهم اهمیت نمیدا...

وقتی پسر عموی بدنسازت توی سفرش عاشقت شده بود🩶پارت ۲رفته بودی...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 137♡⁠。⁠)⁩خوش حا...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

my snow ❄#my_snowPT30~بعد از این همه سال...یه خنده‌ی کوتاه م...

Part ¹²ویو لیلی لب زدم + من از کجا میدونستم میخواد باهات این...

دید پنهان ,انفجار اشکار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط