my destiny

my destiny
Part=12
فحش دادن به سوهون میا آزاده
ویو هان
داشتم همین طور میرفتم یه دفه لینو دوست عزیزم رو دیدم( این عزیزم از صد تا فوحش بد تره پای لینو هم کشیدم یاع)
لینو: سلام چرا انقد خیسی
هان: چیزی نی
لینو: بیا بریم
هان: آخه
لینو: آخه نداره بیا بریم
هان: باشه
خلاصه دوتا دوست رفتن
رسیدن خونه
لینو : بیا این لباسا رو بگیر
هان: نمیخواد
لینو: بگیر دیگه از لنا بدت میاد از من که بدت نمیاد
هان: تو از کجا میدونی
لینو: دیگه
خلاصه کلی خوش گذروندن
و لنا بدبخت هم برای اینکه از درداش فرار کنه می‌خوابه
از هیون میگم
هیون با میا خوش می‌میگذروند بعد میا رفت هیون رفت یه سر به این بدبخت فلک زده بزنه دید پتو روش نی پتو برداشت روش انداخت( داداش مودت چیه)
اونم رفت سمت اتاقش
از پدر و مادر هان و لنا بگم
یوهون از اون موقع که هان رفته تو اتاقش رفته مامانش هم ناراحت شد



همین رو به یه بدبختی گذاشتم
دیدگاه ها (۴۰)

my destiny Part= 13این وضعیت حدودا چن ماه گذشت هان با لنا خو...

my destiny Part=14این وضعیت ادامه داشت هر دو بهم حسی پیدا کر...

my destiny Part:10یهو حس کردم بارون بهم نمیخورهلنا : خیس می...

my destiny Part=9سوهون: هع من از اولم تو رو نمیخواستم (داد)ه...

#شش_پارتی#هیونجین #درخواستی p⁵وقتی میفهمه بارداری... نگاش کر...

part25🦋&داداش-خوشگلم تو چرا بیدار شدی برو بخواب &شما خودتون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط