صحن دلم بارفتنت ویرانه شدو گردو وغبار غربت برجانم نشست.ای
صحن دلم بارفتنت ویرانه شدو گردو وغبار غربت برجانم نشست.این روز ها مرگ هم درنبودن تو عاشقانه
برایم لبخند می زند و عجیب است که من اغوشم رابرای مرگ باز کرده ام. این روزها برسیاهی
مرگ میخ کوب شده ام و گلویم هر ثانیه در دار اعدام سفت و سفتر می شود و من بی انکه
چشم از این جاده بردارم دارم جان میدهم.چشمان توهیچ گاه به من خیانت نخواهندکرد.دستانم داردازحرکت می ایستد و
چشمانم دارد تارو تار تر می بینند ولی نه کسی دستانم را لمس می کند و نه کسی
در جاده انتظاربه سویم می اید. ولی من هنوز در اخرین غم نوشته ام نام زیبای تو را تکرار می کنم تازبانم با نام
تو برای همیشه متوقف شود. بدان که همیشه در قلب من هستی دوستت دارم
برایم لبخند می زند و عجیب است که من اغوشم رابرای مرگ باز کرده ام. این روزها برسیاهی
مرگ میخ کوب شده ام و گلویم هر ثانیه در دار اعدام سفت و سفتر می شود و من بی انکه
چشم از این جاده بردارم دارم جان میدهم.چشمان توهیچ گاه به من خیانت نخواهندکرد.دستانم داردازحرکت می ایستد و
چشمانم دارد تارو تار تر می بینند ولی نه کسی دستانم را لمس می کند و نه کسی
در جاده انتظاربه سویم می اید. ولی من هنوز در اخرین غم نوشته ام نام زیبای تو را تکرار می کنم تازبانم با نام
تو برای همیشه متوقف شود. بدان که همیشه در قلب من هستی دوستت دارم
- ۵۱۹
- ۱۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط