{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عرض شود که

عرض شود که
دیشب نرفتم خونه . . .
صبح که رفتم بابام گفت : دیشب کجا بودی ؟
گفتم : خونه دوستم !
برداشت به ده تا از دوستام زنگ زد ؛ خدا خیرشون بده ، هفت تاشون گفتن : دیشب خونه ما بوده !
دوتاشونم گفتن الان اینجاست ولی خوابه بیدار شد میگم زنگ بزنه.
من تو کف اون یکی ام که گفت اینجاست داره نماز میخونه نمیتونه صحبت کنه.
دیدگاه ها (۲)

Do I love him, or do I hate him?p:¹⁸ویو جینا با دل درد شدیدی...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

فیک تهیونگ مافیایی

رمان خون‌آشام من پارت ۴ته : اوو راس میگی خب بگو با دوستم رفت...

ات ویو(علامتش+)۷:۳۰ دقیقه صبح با صدای زنگ از خواب بیدار شدم...

#مافیای_من پارت دوازدهم ویو ا/ت: حالا باید چیکار کنم بزارم ب...

part 8همینجوری داشتم نگاش میکردم که چشمش به من خورد چند لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط