{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مافیایی

عشق مافیایی


Part=12

ویو کوک

_بابا من عاشق کاترین شدم
×چی؟
_بابا من دوسش دارم
×ولی کوک..

نزاشتم حرفشو کامل بگه
_مگه عشق تو و مامانم اینجوری نبود پس درکم میکنی
(بعد کلی توضیح دادن باباش قبول کرد. اها راستی کوک رفته طبقه بالا داره صحبت میکنه ک کاترین بیدار نشه)
×باشه کوک به عشقت احترام میزارم
_ممنونم
بعدش قطع کردم خیلی خیلی خوشحال بودم رفتم پایین و ادامه کارای صبحونه رو انجام دادم چون اجوما رفته بود مرخصی
رفتم سمت کاترین تا صداش کنم
_کاترین بیدار شو
+...
موهاش و نوازش کردم و دوباره صداش کردم و چشماش و باز کرد
_بیدار شدی؟ بیا صبحونه بخوریم
+اوم اومدم

❤️✨🧚‍♀
دیدگاه ها (۱۴)

عشق مافیاییPart=13ویو کاترینبیدار شدم رفتم صبحونه بخورم ولی ...

عشق مافیاییPart=14ویو کوکچشام هشتا شد دیدم لیاناستمعرفی لیان...

عشق مافیاییPart=11ویو کاتریندیدم کوک خوابش برده لبخندی زدم و...

عشق مافیاییPart=10(پرش زمانی ساعت 9 و نیم) ویو کاترینرفتم از...

part22 عشق پنهان《ویو ات》از حرفم پشیمونم . شام مون رو خوردیم ...

part7 عشق پنهانات: سلام قربان《باصدای لرزون》جونگ کوک: سلام تا...

part26 عشق پنهان《ویو ات》با جونگ کوک شروع کردیم به جمع کردن و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط