{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا ادامه بده

مرا ادامه بده
تا این جاده به آخر برسد
بگذار مِه روی گیسوان من بنشیند
روی لب های تو
روی خاطرات ما
حتی اگر همین فردا
آلزایمر بگیریم
امروز را زندگی کردیم
ای کاش سفر انتهای جهان بود
تا کسی در من مدام نگران نباشد
که باید برگردیم.
آیا روزی دوباره به امروز باز خواهیم گشت؟
چرا همیشه تو را باور می کنم
وقتی هنوز
دروغ های دیروزت را از یاد نبرده ام!
دیدگاه ها (۱)

گر چہ در قصہ یوسفنبی چاهی هستو بہ زیبایی چون ماهزلیخاهی هس...

چون غریبم هیچ کس یارم نشد هیچ مجنون خریدارم نشدهرکسی یک جورق...

:.عاشقت هستم خجالت می کشم از گفتنش من حیا کردم دهان بستم ولی...

با چشمان بسته میبینمبدی ها را، حسد ها رااشک ها را، رشک ها را...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.⁴سنگینی هوای م...

#تکپارتیاین قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قر...

ترجمه بخشی از کنفرانس مطبوعاتی آلبوم «THIS & THAT»، قسمت سوم...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

تو شب سرد کلانشهربرف انبوه بسته بود ارتباط و راه روماشین ها ...

پارت: 4 (بخش1) **زاویه دید: زین**نورِ آبی‌رنگ و زننده‌ی صفحه...

قلب یخی

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط