بخونید لطفا .... قشنگه به نظرم
بخونید لطفا .... قشنگه به نظرم
سالهاست میان تردید ها زندگی میکنم
میان بودن یا نبودن
عشق یا عقل
فریاد یا سکوت
لابه لای کتابهای صادق هدایت و علی شریعتی!
صندلی های سینمایی که فیلمنامه ام را کم دارد...!
در پیاده رو شهری که از اختلاس فقر را بالا می آورد
و تفکراتی که منتهی میشوند به مرز!
من سالهاست تردید را در خیابان های شهرم میبینم
در دستانی که به سمت صدقه دادن دراز شده است
در پاهایی که به سمت مسجد روان است
در دسته گلی که برای مراسم خواستگاری چیده میشود
در قدم های عروسی که به سمت حجله میرود
در چشمان دختری که وارد رابطه میشود
در نگاه مردی که تصمیم به پدر شدن دارد و زنی که میخواهد باردار شود!
در قلم شاعری که تراشه های ذهن اش را روی کاغذ می آورد
و در خودکار آقای قاضی هنگامی که محکوم میکند!
من این تردید را از مادرم به ارث برده ام
تردید از گذشته مادرم به آینده من رسوخ کرده است
مادر من به صبر آمدن معتقد است
او برای به دنیا آوردن من تردید داشت
من خوش شانس بودم که مطب سقط جنین آن طرف خیابان بود
در فاصله عبور از خیابان صدای عطسه مردی را میشنود
مادرم به صبر معتقد است
بهانه آوردن را هم خوب بلد است
صبر میکند
میان تردید هایش صبر میکند
همانطور که من سالهاست صبرو تحمل میکنم
و منی که سرشار از تردیدم
تبدیل شده ام...
به باورترین تردید مادرم...😢 😢 😢 😢 😢
سالهاست میان تردید ها زندگی میکنم
میان بودن یا نبودن
عشق یا عقل
فریاد یا سکوت
لابه لای کتابهای صادق هدایت و علی شریعتی!
صندلی های سینمایی که فیلمنامه ام را کم دارد...!
در پیاده رو شهری که از اختلاس فقر را بالا می آورد
و تفکراتی که منتهی میشوند به مرز!
من سالهاست تردید را در خیابان های شهرم میبینم
در دستانی که به سمت صدقه دادن دراز شده است
در پاهایی که به سمت مسجد روان است
در دسته گلی که برای مراسم خواستگاری چیده میشود
در قدم های عروسی که به سمت حجله میرود
در چشمان دختری که وارد رابطه میشود
در نگاه مردی که تصمیم به پدر شدن دارد و زنی که میخواهد باردار شود!
در قلم شاعری که تراشه های ذهن اش را روی کاغذ می آورد
و در خودکار آقای قاضی هنگامی که محکوم میکند!
من این تردید را از مادرم به ارث برده ام
تردید از گذشته مادرم به آینده من رسوخ کرده است
مادر من به صبر آمدن معتقد است
او برای به دنیا آوردن من تردید داشت
من خوش شانس بودم که مطب سقط جنین آن طرف خیابان بود
در فاصله عبور از خیابان صدای عطسه مردی را میشنود
مادرم به صبر معتقد است
بهانه آوردن را هم خوب بلد است
صبر میکند
میان تردید هایش صبر میکند
همانطور که من سالهاست صبرو تحمل میکنم
و منی که سرشار از تردیدم
تبدیل شده ام...
به باورترین تردید مادرم...😢 😢 😢 😢 😢
- ۸۹۹
- ۰۶ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط